برنامه با سلام و احوالپرسی حامد مدرس با بینندگان و بچههای سراسر ایران آغاز شد. در ابتدای برنامه، احسان با پوشش نظامی وارد استودیو شد و با انجام کارهای بامزه و تلاشهای مختلف، سعی کرد خود را به جمع «جانفداها» برساند؛ تلاشهایی که فضای برنامه را با لحظاتی طنزآمیز همراه کرد.
پس از آن، حامد مدرس از پارسا پرستار دعوت کرد تا روی صحنه حاضر شود. پارسا در ادامه به پرسشهای حفظ قرآن که از سوی میزبانان مطرح شد، پاسخ داد و توانایی خود را در حفظ آیات به نمایش گذاشت.
پارسا در ادامه درباره تلاش برای فراگیر شدن سوره فتح و اهمیت توجه بیشتر به این سوره سخن گفت. پس از آن، میزبانان برنامه آیاتی از سوره فتح را تلاوت کردند و در ادامه، حاج احمد ابوالقاسمی درباره اقداماتی که برای ترویج و گسترش فرهنگ توجه به سوره فتح انجام شده است، صحبت کرد و نظر بچههای حاضر در استودیو را نیز جویا شد.
در ادامه، بچههای حاضر در استودیو همراه با میزبانان، به همخوانی آیه نخست سوره فتح پرداختند و فضای برنامه با نوای جمعی قرآن همراه شد.
پس از آن، احسان بار دیگر وارد استودیو شد؛ این بار با ظاهری متفاوت که توجه حاضران را به خود جلب کرد. او در حالی که از سر تا پا درگیر باندپیچی شده بود، ماجرایی طنزآمیز را برای حاضران تعریف کرد و توضیح داد که در جریان تلاش برای ایجاد یک ایست بازرسی برای دشمن فرضی، دچار حادثه شده است.
در بخش دیگری از برنامه، سیدکاظم روحبخش درباره نقش هر فرد در دفاع از ایران و چگونگی یاری خداوند در این مسیر نکاتی را بیان کرد و بر اهمیت انجام مسئولیت هر فرد در جایگاه خود تأکید داشت.
پس از آن، حامد شاکرنژاد درباره اهمیت امید داشتن در شرایط مختلف سخن گفت و بر حفظ امید و روحیه در مواجهه با سختیها تأکید کرد.
در بخش پایانی، استاد سبطین با اجرای مداحی «باید برخاست» روی صحنه حاضر شد و بچههای حاضر در استودیو نیز با او همراه شدند و این بخش را به صورت همخوانی اجرا کردند.


