برنامه با سلام و احوالپرسی حامد مدرس با بینندگان و بچههای سراسر ایران آغاز شد. لحظاتی از شروع برنامه نگذشته بود که یک کارتن به تدریج به حامد مدرس نزدیک شد، بدون آنکه او متوجه حضور آن شود. زمانی که میزبانان و بچههای حاضر در استودیو متوجه حرکت کارتن شدند و به آن اشاره کردند، مشخص شد احسان داخل آن پنهان شده است.
احسان از داخل کارتن بیرون آمد و در ادامه، ترس او از صداهای ناگهانی و واکنشهای بامزهاش هنگام ترس، لحظاتی طنزآمیز را در استودیو رقم زد. پس از این بخش، احسان از صحنه خارج شد.
در ادامه، استاد سبطین با اجرای مداحی در وصف امیرالمؤمنین علی (ع)، فضای استودیو را با حال و هوایی شاد و معنوی همراه کرد.
پس از آن، حامد مدرس از مهنور خلیلمقدم دعوت کرد تا روی صحنه حاضر شود. مهنور با پوشش عشایری و همراه داشتن یک تفنگ برنو وارد استودیو شد و درباره رشادتها و دلاوریهای عشایر در دوران جنگ و نقش آنها در دفاع از کشور سخن گفت.
در ادامه، حامد شاکرنژاد درباره غیرت، شجاعت و دلاوری عشایر نکاتی را بیان کرد و به ویژگیهای آنان در دفاع از سرزمین و ایستادگی در برابر دشمن پرداخت.
پس از آن، سیدکاظم روحبخش درباره اراده خداوند در انجام کارهای نیک سخن گفت و با اشاره به قدرت اراده الهی، بیان کرد که با خواست خداوند، انجام کارهای نیک و دشوار نیز امکانپذیر خواهد بود.
در بخش پایانی برنامه، احسان بار دیگر وارد استودیو شد و با حال و هوای همیشگی خود شروع به لو دادن میزبانان کرد. این رفتار با واکنش میزبانان همراه شد و آنها تأکید کردند که نه ترسیدن راهحل مناسبی است و نه رفتار عجولانه؛ بلکه انسان باید با فکر و آگاهی، مسیر درست را انتخاب کند و در برابر دشمن، درست و سنجیده ایستادگی کند.



