برنامه تلویزیونی محفل

به نقل از روزنامه خراسان؛ استقبال کم‌نظیر نوجوانان از برنامه تلویزیونی «محفل ستاره‌ها»، شوک خبری برای کسانی بود که سال‌هاست بر طبل «دین‌گریزی نسل جدید» می‌کوبند. برنامه‌ای با ماهیت کاملاً مذهبی و قرآنی که توانست در ساعت پیک رسانه‌ای، قشری را پای تلویزیون بنشاند که گفته می‌شد با ادبیات دینی قهر کرده‌اند. این پدیده، یک پیام روشن و البته تلخ برای ساختار فرهنگی کشور دارد: فرضیه «نسل بی‌تفاوت به دین» باطل است؛ واقعیت، «مدیران بی‌تفاوت به سلیقه مخاطب» است.

۱. فرم؛ حلقه مفقوده در انتقال معنا
سال‌هاست گلایه‌ای تکراری از سوی برخی تریبون‌ها و مدیران فرهنگی شنیده می‌شود: «نوجوانان در برنامه‌های مذهبی شرکت نمی‌کنند و به قرآن کم‌توجه شده‌اند.» اما موفقیت «محفل ستاره‌ها» نشان داد که نوجوان ایرانی با «محتوای دینی» مشکلی ندارد، بلکه با «قالب‌های کهنه، لحن‌های دستوری و فرم‌های غیرجذاب» مشکل دارد. مدیران فرهنگی ما اغلب فراموش می‌کنند که در عصر رسانه، «فرم» (Form) فقط یک ظرف تزیینی نیست؛ بلکه بخشی از خود پیام است. وقتی ارزشمندترین مفاهیم قرآنی را در قالب‌های کلیشه‌ای، دکورهای افسرده و ادبیات دهه شصتی ارائه می‌دهیم، مخاطب نسل جدید نه محتوا، بلکه آن «فرسودگی» را پس می‌زند. «محفل ستاره‌ها» ثابت کرد اگر مفاهیم دینی را با زبان زمانه، زیبایی‌شناسی مدرن و هیجان متناسب با سن نوجوان ترکیب کنیم، مخاطب تشنه است.
۲. رمزگشایی از ذائقه نسل Z
چرا این برنامه گرفت؟ چون سازندگان آن مختصات «نسل Z» را شناختند. این نسل ویژگی‌هایی دارد که اگر در برنامه‌سازی رعایت نشود، شکست قطعی است:
بیزاری از نصیحت یک‌طرفه: این نسل از «منبرهای یک‌طرفه» گریزان است. آن‌ها دیالوگ، چالش و تعامل را دوست دارند.
هوش بصری بالا: نسلی که با اینستاگرام و بازی‌های گرافیک‌بالا بزرگ شده، محتوای با دکور ضعیف و نورپردازی بد را توهین به شعور خود تلقی می‌کند.
جست وجوی قهرمان‌های واقعی: آن‌ها دنبال الگوهای دست‌نیافتنی و مقدس‌مآب نیستند؛ آن‌ها جذب نخبگانی می‌شوند که شبیه خودشان هستند، می‌خندند، شوخی می‌کنند و در عین حال قرآن می‌خوانند.
سرعت و ریتم: نسل ویدئوهای کوتاه، حوصله مقدمه‌چینی‌های طولانی را ندارد. ریتم تند و تدوین هوشمندانه، کلید نگه‌داشتن آن‌هاست.
۳. بحران خلاقیت در مدیریت فرهنگی
آن چه مانع تکثیر نمونه‌هایی مثل «محفل ستاره‌ها» می‌شود، رسوب الگوهای ذهنی در مدیران فرهنگی است. بسیاری از مدیران، هنوز با استانداردهای ۳۰ سال پیش برای نوجوان ۱۴۰۴ تصمیم می‌گیرند. آن‌ها خلاقیت را «ریسک» می‌دانند و ترجیح می‌دهند بودجه‌ها را صرف همان همایش‌های تکراری و بی‌روح کنند تا مبادا متهم به هنجارشکنی شوند. این محافظه‌کاری، باعث تولید انبوهی از آثار خنثی و بی‌اثر شده که تنها کارکردشان، پر کردن بیلان کاری است. موفقیت یک برنامه خلاقانه، آینه‌ای است که ناکارآمدی سایر بخش‌ها را نمایان می‌کند و نشان می‌دهد که با بودجه‌های موجود، می‌شد کارهای بزرگ‌تری کرد، اگر «ایده» و «جرئت» وجود داشت.
۴. چه باید کرد؟ (راهکارهای عملیاتی برای تکرار موفقیت)
برای این که «محفل ستاره‌ها» یک اتفاق نباشد و به یک «جریان» تبدیل شود، باید اصول زیر در تولیدات آینده لحاظ شود:
۱. گیمیفیکیشن (بازی‌وارسازی) مفاهیم دینی: آموزش و انس با قرآن باید با عنصر رقابت، هیجان و بازی ترکیب شود. نوجوان باید در فرایند برنامه احساس «کنشگری» داشته باشد، نه فقط تماشاچی منفعل.
۲. تغییر چهره‌های مرجع: استفاده از نوجوانان موفق، ورزشکاران و هنرمندان مأنوس با قرآن به جای استفاده صرف از کارشناسان مذهبی با ادبیات رسمی. نوجوان باید دینداری را در سبک زندگی آدم‌های موفق و جذاب ببیند.
۳. امتداد در فضای مجازی: برنامه تلویزیونی باید فقط «ویترین» باشد. زیست اصلی نوجوان در فضای مجازی است. طراحی چالش‌های قرآنی در شبکه‌های اجتماعی (مثل چالش‌های تیک‌تاکی اما با محتوای سالم) می‌تواند اثر برنامه را ضریب دهد.
۴. شو بازنشستگی مدیران کلیشه‌ساز: صریح باید گفت؛ تا زمانی که اتاق‌های فکر توسط کسانی اداره می‌شود که زبان نسل جدید را نمی‌فهمند، خروجی‌ها تغییری نخواهد کرد. میدان باید به تیم‌های جوان خلاق و جسور سپرده شود.
سخن پایانی
استقبال نوجوانان از «محفل ستاره‌ها» حجت را بر همه تمام کرد. دیگر نمی‌توانید بگویید «مخاطب نمی‌خواهد». مخاطب هست، مخاطب هوشمند است و مخاطب تشنه‌ معنویت است؛ به شرط آن که به شعورش احترام بگذاریم، زبانش را یاد بگیریم و دین را آن‌گونه که هست «زیبا» نشان دهیم، نه آن‌گونه که عادت کرده‌ایم «تکراری».

اسکرول به بالا