
میثم فتحی: غسال افتخاری و راوی داستانهای تأثیرگذار مرگ
در یکی از برنامههای عمیق و تأملبرانگیز محفل، میثم فتحی، غسال افتخاری که در دوران سخت شیوع کرونا داوطلبانه به این خدمت الهی پیوسته بود، حضور یافت و با روایت داستانهای واقعی و تکاندهنده، همه حاضران را به یاد مرگ انداخت.
فتحی با لحنی آرام اما تأثیرگذار، چند داستان واقعی از تجربیات خود در غسالخانه را بازگو کرد:
داستان خانمی که به دلیل ابتلا به کرونا فوت کرده و ۱۴ روز در سردخانه مانده بود، زیرا فرزندانش از ترس بیماری برای انجام مراسم تدفین او نیامده بودند. سرانجام، دامادی که در شهری دور زندگی میکرد، خود را رساند و مراسم کفن و دفن مادر همسرش را انجام داد. این داستان، تلنگری عمیق بر اهمیت ادای حق والدین حتی پس از مرگ بود.
او از کفن طلایی و گرانقیمتی گفت که خانوادهای ثروتمند برای متوفای خود تهیه کرده بودند، اما این کفن نه تنها به درد میت نخورد، بلکه از نظر شرعی نیز مشکل داشت. همان خانواده در کنار افرادی قرار گرفتند که حتی پول کافی برای تهیه کفن ساده نداشتند – تصویری گویا از برابری همه انسانها در برابر مرگ.
روایت دردناک عروس و دامادی که با کارت عروسی در دست فوت شده بودند، از دیگر داستانهای تکاندهندهای بود که فتحی بازگو کرد – یادآوری تلخی از ناپایداری دنیا و غافلگیری مرگ.
در میان این روایتها، حجتالاسلام قاسمیان، یکی از میزبانان برنامه، قسمتهایی از دعای ابوحمزه ثمالی را با لحنی سوزناک قرائت کرد:
“فَمالي لا اَبْكي لِخُرُوجِ نَفْسي؟ اَبْكي لِظُلْمَةِ قَبْري، اَبْكي لِضيقِ لَحْدي، اَبْكي لِسُؤالِ مُنْكَرٍ وَ نَكيرٍ اِيّايَ، اَبْكي لِخُرُوجي مِنْ قَبْري عُرْياناً ذَليلاً، حامِلاً ثِقْلي عَلى ظَهْري، اَنْظُرُ مَرَّةً عَنْ يَميني وَ اُخْرى عَنْ شِمالي، اِذِ الْخَلائِقُ في شَأْنٍ غَيْرِ شَأْني.”
“چرا گریه نکنم برای خروج جانم؟ گریه میکنم برای تاریکی قبرم، گریه میکنم برای تنگی لحدم، گریه میکنم برای سؤال منکر و نکیر از من، گریه میکنم برای خروجم از قبر در حالی که عریان و خوار هستم، بار گناهانم را بر دوش میکشم، گاهی به راست و گاهی به چپ مینگرم، در حالی که مردم به کار خود مشغولند و به کار من توجهی ندارند.”
میثم فتحی در پایان برنامه، داستانی امیدبخش از عنایت اهل بیت(ع) روایت کرد: داستان پدری که پس از سالها آرزو، بالاخره توفیق زیارت امام رضا(ع) را یافته بود اما در بدو ورود به مشهد، دار فانی را وداع گفته بود. هنگام تدفین او در بهشت زهرا(س)، خادمان آستان قدس رضوی با پرچم متبرک حرم در مراسم حاضر شدند و فضایی معنوی و سرشار از امید ایجاد کردند – نشانهای از دستگیری اهل بیت(ع) حتی پس از مرگ.
این بخش از برنامه محفل، یکی از عمیقترین و تأثیرگذارترین لحظات بود که با یادآوری مرگ و عاقبت زندگی، به مخاطبان فرصتی برای تأمل در گذر عمر و اهمیت آمادگی برای سفر آخرت بخشید، همان گونه که در روایات آمده است: “یاد مرگ، دل را زنده میکند.”