برنامه با سلام و احوالپرسی گرم حامد مدرس آغاز میشود و در ادامه، طاها حاجنژاد به دعوت حامد مدرس وارد صحنه میشود. طاها با حضور خود، لحظاتی شنیدنی را رقم میزند و تلاوتی زیبا از آیات ۹ و ۱۰ سوره فاطر و آیات ۱ تا ۴ سوره حاقه اجرا میکند.
اما فضای برنامه با ورود احسان تغییر میکند. یک فرد با اشاره به اینکه قرار بوده احسان به مسجد بیاید، از او میپرسد چرا نیامده است. احسان هم در پاسخ، ماجرایی را مطرح میکند و میگوید پدرش بیمار است؛ اما ماجرا به همینجا ختم نمیشود و او در ادامه، پشت سر هم بهانههای مختلفی میآورد.
شیطنت احسان زمانی جالبتر میشود که حتی صدایش را تغییر میدهد و وانمود میکند پدرش نیز در حال صحبت کردن است! این رفتار احسان با واکنش و گلایه میزبانان روبهرو میشود و آنها از اینکه او برای توجیه کارش به دروغ متوسل شده، ناراحتی خود را بیان میکنند.
احسان نیز که متوجه شده ماجرا حسابی بالا گرفته، با لحنی پشیمان میگوید: «آبروم رفت از این حرفا!»
در ادامه، سیدکاظم روحبخش درباره تأثیر دروغ بر زندگی انسان و پیامدهای آن نکاتی را مطرح میکند و اهمیت راستگویی را یادآور میشود. پس از آن، سیدحسنین با تلاوت آیات ۷۰ و ۷۱ سوره احزاب، بخش قرآنی این موضوع را تکمیل میکند.
در پایان نیز گروه سرود به صحنه میآید و با اجرای سرودی زیبا در مدح پیامبر اکرم (ص)، فضای برنامه را عطرآگین میکند.


