این قسمت از «محفل ستارهها» با حضور امیرعباس طباطبایی، قاری نوجوان و خوشصدای اصفهانی، رنگ و حالوهوای متفاوتی پیدا میکند؛ نوجوانی که در کنار تلاوت زیبای قرآن، هنری جالب و خلاقانه در ساخت وسایل با مواد دورریختنی و بازیافتی دارد.
برنامه مثل همیشه با صحبتهای جناب مدرس آغاز میشود و امیرعباس با تلاوت آیاتی از سوره مبارکه حاقه، آیات ۱ تا ۷، فضای استودیو را با صدای دلنشین خود عطرآگین میکند.
اما ماجرا فقط به تلاوت ختم نمیشود. وقتی میزبانان از هنرهای دیگر امیرعباس میپرسند، او از علاقه و مهارتش در ساخت وسایل کاربردی با مواد دورریختنی میگوید؛ موضوعی که زمینهساز یکی از بخشهای متفاوت و آموزنده این قسمت میشود.
در ادامه، خاطرهای بامزه از حاج احمد ابوالقاسمی درباره ماجرای قربانی کردن یک گوسفند، خنده را به استودیو میآورد و فضای برنامه رنگ و بوی صمیمیتری میگیرد.
امیرعباس که میخواهد علاوه بر خوراکیهای معروف اصفهان، یکی از مشاهیر تاریخی شهرش را هم به برنامه دعوت کند، سراغ شیخ بهایی میرود؛ شخصیتی که در قالب یک نمایش وارد استودیو میشود و درباره مصرف انرژی و اهمیت درست مصرف کردن آن، نکاتی را با زبانی شیرین و نمایشی مطرح میکند.
در ادامه، احسان مهدی با لباس مأمور برق وارد صحنه میشود و با چند سؤال درباره میزان مصرف برق، میزبانان و بچههای حاضر در استودیو را غافلگیر میکند؛ دانشی که تعجب و خنده را همزمان به همراه دارد. سپس شیخ بهایی پیشنهادهایی برای مصرف بهینه انرژی مطرح میکند و سیدکاظم روحبخش نیز نکات مهمی درباره درست مصرف کردن انرژی با بچهها در میان میگذارد.
اما نقطه احساسی این قسمت، ورود مادر امیرعباس به استودیوست؛ مادری که با اهدای جایزه، از تلاشها و پیشرفتهای پسرش قدردانی میکند. امیرعباس هم در لحظهای صمیمی و تأثیرگذار، دست مادرش را به نشانه احترام و تشکر میبوسد؛ لحظهای که حال و هوای استودیو را کاملاً احساسی میکند.
در پایان، این قسمت از «محفل ستارهها» با دعای دستجمعی به پایان میرسد .





