برنامه با سلام و احوالپرسی حامد مدرس آغاز میشود و در ادامه، حسین سلیمی به صحنه دعوت میشود. حسین با لهجه شیرین آذری صحبت میکند و همین موضوع خیلی زود فضای استودیو را گرم و صمیمی میکند. سید حسنین هم مثل همیشه تلاش میکند صحبتهای او را ترجمه کند؛ تلاشی که این بار هم با شوخی و خنده همراه میشود و پای استاد سبطین را هم به ماجرای شیرین ترجمه و لهجه باز میکند.
بعد از این لحظات بامزه، حسین استعداد قرآنی خود را به نمایش میگذارد و تلاوتی خاص و شنیدنی از آیات ۱۰ تا ۱۶ سوره مبارکه مریم اجرا میکند؛ تلاوتی که فضای استودیو را تحتتأثیر قرار میدهد.
اما با ورود احسان، حالوهوای برنامه دوباره تغییر میکند. احسان شروع به غذا خوردن با دست و اسراف میکند و بیتوجه به تذکرهای میزبانان، به کار خودش ادامه میدهد. میزبانان از این رفتار گلایه میکنند و از او میخواهند آداب درست غذا خوردن را رعایت کند، اما احسان همچنان توجهی نمیکند.
در همین شرایط، سید کاظم روحبخش تصمیم میگیرد به جای تذکر مستقیم، از راه یک بازی به احسان کمک کند تا خودش متوجه اشتباهش شود. بازی با حضور حسین و احسان آغاز میشود و در جریان آن، احسان کمکم متوجه رفتار نادرست خود میشود و به اشتباهش پی میبرد.
پس از بازی، میزبانان درباره میزان اسراف در مصرف برنج صحبت میکنند و بررسی میکنند که اگر اسراف برنج کنار گذاشته شود، چه میزان سرمایه و منابعی میتواند در طول یک سال حفظ شود؛ موضوعی که اهمیت توجه به مصرف درست و پرهیز از هدررفت را بیشتر نشان میدهد.
در ادامه، سید کاظم روحبخش نکاتی درباره آداب غذا خوردن و پرهیز از اسراف بیان میکند و اهمیت رعایت این نکات در زندگی روزمره را یادآور میشود.
اما پایان برنامه دوباره رنگ و بوی حسینی میگیرد. حسین سلیمی با اجرای زیبای «حبالحسین» فضای استودیو را سرشار از حالوهوای معنوی میکند. پس از آن، استاد سبطین سلام امام حسین(ع) را همراه با بچهها اجرا میکند و حاضران نیز با او همخوانی میکنند.




