این قسمت از «محفل ستارهها» میزبان عباس محمدیفر، قاری خوشصدای بوشهری و اصالتاً آبادانی است؛ نوجوانی با صدایی گرم و دلنشین که با حضورش حالوهوای جنوبی را به استودیو میآورد.
برنامه مثل همیشه با سلام و احوالپرسی حامد مدرس آغاز میشود. عباس وارد صحنه میشود و خیلی زود با حسنین گرم میگیرد؛ گفتوگویی صمیمی که حسنین هم از آن حسابی استقبال میکند. عباس بعد از سلام و احوالپرسی با دیگر میزبانان، پشت جایگاه تلاوت قرار میگیرد و آیاتی از سوره مبارکه ابراهیم، آیات ۳۵ تا ۳۷، و همچنین سوره مبارکه کوثر را با صدای زیبای خود تلاوت میکند.
در ادامه، حاج احمد ابوالقاسمی از رشادتهای مردم جنوب در دفاع از کشور میگوید؛ مردمی که در روزهای سخت، از نخستین گروههایی بودند که مستقیم در برابر دشمن ایستادند و جان خود را فدا کردند.
بعد از این روایت، عباس از فرهنگ خاص و جذاب آبادان میگوید و با همان لهجه شیرین جنوبی از زندگی روزمرهاش تعریف میکند؛ از اینکه هر روز پیش پدرش میرود و در کار به او کمک میکند. این حرف عباس مورد توجه و تحسین میزبانان قرار میگیرد و بهانهای میشود تا حامد مدرس از دیگر میزبانان بخواهد خاطرهای از نیکی و محبت به مادرانشان تعریف کنند. هرکدام از میزبانان هم خاطرهای از مادرشان میگویند و از علاقه و ارادتشان به او صحبت میکنند.
اما مثل همیشه، نوبت به شیطنتهای احسان مهدی میرسد! احسان با چند جعبه شیرینی وارد صحنه میشود و به هرکدام از میزبانان یک جعبه میدهد و میگوید این شیرینیها را به نیت اهلبیت(ع) نذری میدهد. همه خوشحال میشوند و از این حرکت احسان تعریف میکنند؛ اما خیلی زود راز ماجرا فاش میشود! مشخص میشود پدر احسان به سفر رفته و او هم شیرینیها را با ۹۵ درصد تخفیف به بقیه می فروشد ! همین موضوع باعث میشود میزبانان حسابی از دست احسان عصبانی شوند و او هم از صحنه خارج شود.
برای تغییر حالوهوای استودیو، حامد مدرس از استاد سبطین میخواهد مولودیای بخواند تا حال همه بهتر شود. استاد سبطین هم با اجرای یک مولودی درباره حضرت محمد (ص)، فضای استودیو را دوباره پر از شادی و حال معنوی میکند.
در پایان، سیدکاظم روحبخش نکاتی از قرآن درباره نیکی و احترام به پدر و مادر با بچهها در میان میگذارد و این قسمت از «محفل ستارهها» نیز مثل همیشه با دعای دستجمعی میزبانان به پایان میرسد .









