این قسمت از «محفل ستارهها» با سلام و احوالپرسی حامد مدرس با تمام بچههای ایرانزمین آغاز میشود. کمی بعد، حامد مدرس از محمد موسینژاد، مهمان شیرین و خوشصحبت این قسمت، دعوت میکند تا وارد استودیو شود. محمد حتی هنگام ورود هم با خواندن یک مولودی، حالوهوای متفاوتی به برنامه میدهد و خیلی زود از علاقهاش به حسنین میگوید.
محمد از استاد سبطین میخواهد برای بچهها چیزی بخواند و استاد سبطین نیز مداحی «باید برخاست» را اجرا میکند؛ مداحی که با همراهی بچهها و همخوانی جمعی، در استودیو اجرا میشود.
در ادامه، سیدکاظم روحبخش با شوخی از محمد میپرسد که فصل قبل برای همه میزبانان سوغاتی آورده بود، اما برای خودش و استاد سبطین چه چیزی آورده است؟ محمد هم سوغاتیهایی را که با خودش آورده، به استادان هدیه میدهد و این بخش با حالوهوایی صمیمی ادامه پیدا میکند.
حامد شاکرنژاد از محمد میپرسد که بعد از حضورش در «محفل» چه کارهایی انجام داده است. محمد با همان بیان شیرین خودش از آرزویش برای پاسدار شدن میگوید و تعریف میکند که فرمانده سپاه گلستان به دیدنش آمده و ابتدا فکر کرده این ماجرا یک دوربین مخفی است؛ اما در ادامه، لباس سپاه به او هدیه داده شده و این اتفاق او را بسیار خوشحال کرده است.
بعد از این صحبتها، محمد تلاوتی را با سبک خاص و شیرین خودش اجرا میکند و میزبانان نیز به او کمک میکنند و در ادامه همراهش آیات را میخوانند. محمد سپس خودش درخواست میکند که یک مولودی بخواند و اجرای او با تشویق گرم بچهها و میزبانان همراه میشود.
در همین لحظه، تسنیم هاشمی، همراه احسان مهدی وارد صحنه میشود. احسان دوباره با شیطنتهای همیشگیاش فضای استودیو را شاد میکند و تسنیم هم با رفتارهای بامزهاش، لحظات شیرینی را رقم میزند.
احسان از محمد میپرسد که از میان میزبانان چه کسی را بیشتر از همه دوست دارد و تسنیم بدون مکث نام حامد شاکرنژاد را میآورد! حامد شاکرنژاد هم از او میخواهد یکی از سورههای قرآن را در برنامه تلاوت کند و تسنیم با همان لحن شیرین و دوستداشتنی خودش شروع به تلاوت میکند.
در پایان، سیدکاظم روحبخش درباره اخلاق و مهربانی نیروهای نظامی ایران با کودکان صحبت میکند؛ اینکه نیروهای نظامی در برابر دشمن با جدیت و قدرت ایستادگی میکنند، اما در برخورد با کودکان و مردم، چهرهای مهربان و صمیمی دارند.




